و ناگهان شروع
-
تاریخ: 1401/9/20 ساعت: 21:00
کلا همینه اوضاع ، بهش عادت میکنین.15سالم بود که مستقل شدم، خونمون تو شهر نبود اطراف بود ، من اومدم تو شهر با پسرخالم باهم دستفروشی میکردیم بازار ساحلی ، خیلی زود راه و چاه و چم و خم اومد تو دستم ، یه دستفروش زبل شده بودم ، لباس بچگونه و ساپورت میفروختم ، بعد کم کم یه غرفه توی بازار شهرداری اجاره کرد...